نظریه بهینگی و
آسیب شناسی گفتار و زبان : بخش اول
نویسنده: صادق افتخاری فر
آسیب شناسی گفتار و زبان یکی از رشته های بین رشته ای است که همواره از زبان شناسی، روان شناسی، علوم اعصاب و غیره کمک گرفته است. یکی از این رشته ها که به طور جدی به کمک آسیب شناسی گفتار و زبلن آمده زبان شناسی می باشد. در این میان زبان شناسی نقش مهمی در ارزیابی و درمان اختلالات تولید گفتار داشته است. دو تا از مکاتبی که در بدو شروع این نقش را بر عهده داشته اند ساختار گرایی آمریکایی و مکتب پراگ می باشند. یک گروه از اختلالات تولید گفتار به اختلالات واجی معروفند. در اختلالات واجی کودک یا فرد قوانین حاکم بر واجها را به خوبی یاد نگرفته است. یکی از جدیدترین نظریاتی که در این زمینه تحقیقات فراوانی در خارج از کشور انجام داده است نظریه ی بهینگی می باشد که از دل نظریه زایشی جوانه زده است. نظریه ی بهینگی یک ساز وکار دروندادی بروندادی دارد. این نظریه محدودیت بنیاد است و به ترتیب دارای بخش های درونداد ،مولد ،ارزیاب و برونداد می باشد. یک واژه وارد بخش درونداد می شود در بخش مولد ساختهایی که به آن واژه مطابق ساختمان زبان موردنظر می تواند اطلاق شود تولید میشود و ارزیاب بر اساس محدودیتهای مرتبه بندی شده یک ساخت را به آن واژه به عنوان برونداد بهینه اطلاق می کنند. محدودیتها بر دو نوع نشانداری و پایداری می باشد. محدودیتها نقض پذیرند و بین شان نبرد و کشمش برقرار است و سرانجام بعضی از محدودیتها بر بقیه غالب شده و ماهیت زبان را رقم می زنند. محدودیت ها در نظریه بهینگی بر دو نوع پایایی و نشانداری می باشند. در محدودیت پایایی ساخت واژه هر چه که در درونداد یا بازنمایی زیرین هست عینا باید در برونداد یا بازنمایی آوایی تکرار شود وتخطی ای از آن صورت نگیرد. اما محدودیت نشانداری مربوط به ساختهایی است که خوش ساخت تر و کمتر پیچیده اند و درک و تولیدشان در مقایسه با بقیه ساختها راحت تر و کم هزینه تر است. فرض می شود که این محدودیتها ساختاری زیستی و ژنتیکی داشته و در همه ی زبانها مشترک هستند منتها رتبه بندی انها از یک زبان به زبانی دیگر متفاوت است. در کودکان در مراحل اولیه رشد سیستم واجی شان محدودیت های نشانداری نسبت به محدودیت های پایایی رتبه بالاتری داشته و بر آنها غالب هستند و کودکان واجهای نشاندار را دیرتر یاد می گیرند و در افراد مسن و کسانی که سکته مغزی می کنند زودتر از بین می روند. ولی بی نشانها برعکس می باشند یعنی زودتر آموخته میشوند و دیرتر از بین می روند. این مطلب در اختلالات واجی هم مصداق دارد و گفتار کودکان مملو از محدودیتهای نشانداری است که بر محدودیتهای پایایی غلبه کرده اند و ماهیت گفتار کودک را رقم زده اند در اختلالات واجی فرد صداها را صحیح تلفظ نمیکند بدون اینکه دلیل ارگانیکی واضحی وجود داشته باشد و سیستم واجی کودک به مثابه یک نظام صوری که رفتار واجی زبانها را منعکس میکند درگیر است. حال نظریه بهینگی چه کمکی به گفتاردرمان می تواند بکند؟؟ این یک سوال اساس است که باید به آن خیلی دقت کرد و به آن فکر کرد. یکی از فرضیه های مرکزی نظریه بهینگی این است که محدودیتهای نشاندادی در مراحل اولیه اکتساب زبان توسط کودک نسبت به محدودیتهای پایایی رتبه بالاتری دارند و در یک فرد بزرگسال برعکس است. یعنی یک فرد بزرگ سال تمام الگوهای واجی زیرساخت یا بازنمایی زیرین که در ذهن وجود دارد اعم از الگوهای نشاندار و بی نشان را بایستی به روساخت تبدیل کند و در زبان فرد بزرگسال محدودیتهای پایایی رتبه بالاتری دارند. یکی از اهداف درمانی این است که محدودیت های نشانداری کودک با رتبه بالاتر را تنزل دهیم و همزمان با تنزل رتبه محدودیت های نشانداری در سلسله مراتب، الگوهای خطا فرونشانده شود یعنی اول از همه جلوگیری از هر الگوی خطایی به تنزل رتبه محدودیت نشانداری نیاز دارد. در ادامه و در بخش بعدی با مثال بحث را روشن تر خواهیم کرد.
منابع:
1_بی جن خان ،محمود. واجشناسی نظریه بهینگی. تهران. انتشارات سمت.1384
2_Daneil A.Dinnsen and Judith A.Gierut, The predictive power of optimality theory for phonological treatment , Asia Pac J Speech Lang Hear, 2008 December; 11(4): 139.
http://linguists2b.mihanblog.com/post/1028
englishteacher94...
ما را در سایت englishteacher94 دنبال میکنید
برچسب: بانک مقالات آسیب شناسی گفتاروزبان, نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 0:24